تبليغاتX
چشمه کیله
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
جدایی تنکابن از گیلان

قبلا به شما عاشقان تاریخ قول داده بودم جریان جدایی تنکابن از استان گیلان را در یک پست تعریف کنم . البته باید ببخشید که دیر

شد.

در چهارم رمضان سال 1195 ه.ق  آقا محمد خان قاجار که در شرف تاسیس حکومت قاجار بود برادر خود مرتضی قلی خان قاجار را مامور فتح گیلان نمود. در این زمان در تنکابن مهدی خان خلعتبری حکومت می کرد که از طرف کریم خان زند به این پست رسیده بود. اوضاع نابسامان زندیان و بخت بلند قاجاریان در تحصیل سلطنت باعث شد تا مهدی خان به یاری مرتضی قلی خان بشتابد.

علاوه بر تفنگچیان تنکابنی سپاهی مرکب از ایلات مختلف قاجار و ترکمانان دشت گرگان و مازندرانی های بخش شرقی عازم فتح رشت شدند. پس از نزدیکی این نیرو به رودسر هدایت خان فومنی گیلانی حاکم رشت در راهشان خندقی عمیق کند و بنای جنگ را گذاشت. پس از چهل و پنج روز زد و خورد چون هدایت خان که امید خود را از پیروزی از دست داده بود میرزا صادق منجم باشی لنگرودی و آقا محمد صالح لاهیجانی را که مردی دانشمند بود با هدایا و پیشکش های فراوان نزد آقا محمد خان فرستاد و تعهد خراج کرد .آقا محمد خان نیز برادرش مرتضی قلی خان را از گیلان احضار نمود.

حضور افراد جنگی تنکابن در نیروی مرتضی قلی خان سبب خشم شدید هدایت خان و مردم رشت گردید. زیرا تنکابن را جزیی از خاک گیلان و مردمش را گیلانی میدانستند و توقع چنین کاری را از آنها نداشتند. از این رو خصومتی سخت میان مردم کل گیلان و سکنه تنکابن پدید آمد.

مهدی خان خلعتبری به ناچار تقاضای جدایی تنکابن را از قلمرو سیاسی گیلان از آقا محمد خان کرد.

از تاریخ  1195 ه.ق ولایت تنکابن پس از قرنها آمیختگی با فرهنگ و زبان و تاریخ گیلان وسرنوشت مشتترک با مردمش از آنها جدا گردید و ضمیمه مازندران گشت.

با الحاق دو ناحیه کلاردشت و کجور به تنکابن زیر لوای حکومتی مهدی خان ولایت محال ثلاث تشکیل گردید.

 

|+| نوشته شده توسط صابر مهدیزاده در دوشنبه 29 خرداد1385 و ساعت 11 بعد از ظهر | 
پاسخی بر بیانات استاندار مازندران در مورد غرب استان:

 

مهندس شفقت 

 

چندی پیش در یکی از هفته نامه های استانی خبری را از زبان استاندارخواندم با این 

مطلع ((  غرب مازندران از کل استان جدا نمیشود )) . لزا حیفم آمد نکاتی را   درمورد این مطلب استاندار به رشته تحریر در نیاورم  

نکته اولی که از این مطلب باید گفت این است که استاندار هر استانی شخص اول هر استانی است و باید نقش 

یک فرد عادل وعدالت طلب را در استان ایفا کند. هنوز یادمان نرفته که شعار دولت  جدید چیزی جز عدالت نبود و نخواهد بود. اما آن چیزی که ما از آقای مهندس شفقت استاندار محترم انتظار داشتیم با این جمله مغایرت دارد.

جناب آقای استاندار در واقع شما با این جمله به مردم شهرهای غرب استان فهماندید که تا حالا عذاب کشیده اید از این به بعد هم بر همین منوال باید سختی بکشید و حرف نزنید. آیا باید نماینده دولت عدالت طلب چنین سخن بگوید؟!!!

نکته دوم  پیشنهادی است که باید به استاندار محترم کرد که تاریخ را خوب بخواند و بداند.حداقل تاریخ گیلان و مازندران را. و بداند که اصلا نیاز نیست  مازندران نصف شود . بلکه آن قسمتی (غرب )که به این استان از اوایل حکومت قاجار داده شده باز پس داده شود. ما (مردم غرب استان) این چند مدت مهمان شما بودیم حالا میخواهیم زحمت را کم کنیم. چون میزبان خوبی را ندیدیم.

جناب آقای استاندار سوالی از شما دارم و آن این است که اگر کسی از مردم شهرهای مرکزی تا شرق استان با شما به زبان محلی صحبت کند آیا در صحبت کردن با او دچار مشکل خواهید شد؟ حتما میفرمایید خیر.

حالا بیایید این سوال را در مورد غرب استان پاسخ دهید.مسلما با کمی مشکل بر خواهید خورد.

آقای استاندار شما میدانید که فرهنگ مردم غرب استان با کل استان بسیار متفاوت است. ما هنوز جایی برای ارایه فرهنگ خود نداریم.  صدا و سیمای استان شبکه ای است فقط برای شهرهای مرکز وشرق استان و جایی برای ما در آن وجود ندارد .در حالی که شما میدانید که بیشتر هنرمندانی که در سطح اول کشور هستند از شهرستان تنکابن برخواستند.  رادیو دریا که رادیویی برای این منطقه بود  فعالیت خود را از سر نگرفت

هیچ.تمام تجهیزات آن هم به ساری برده شد. مگر این تجهیزات از ساری آمده بود که به ساری بر گردانده شد.

جناب آقای شفقت این را بدانید اگر به خواسته این مردم رنجدیده رسیدگی نشود این مردم آنقدر فرهنگشان بالا است که برای استان شدن دست به اقتشاش و آشوب نزنند.

 

|+| نوشته شده توسط صابر مهدیزاده در سه شنبه 23 خرداد1385 و ساعت 0 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar