علامه میرزا محمد طاهر تنكابنى: فرزند ميرزا فرجالله تنكابنى (1280 – 1360 ه . ق.) دانشمند و فاضل معروف كه از قرار مذكور در حكمت و فلسفهء قديم بسيار متبحر و با اطلاع بوده و كتب بسيار نفيسى از خطى و چاپى جمع كرده بود، وى از شاگردان مرحوم ميرزا ابوالحسن جلوه بود و در مدرسهء سپهسالار جديد تدريس ميكرد و از قرار مذكور قدرت مطلقهء حكام ناحيهء تنكابن تمام املاك خانوادهء او را كه به بنى فقيه معروف بودند در آنجا غصب كرده بودند و حتى در تهران نيز گويا او را از تدريس در مدرسهء مزبور منع كرده بودند و لهذا در خانهاش درس مىگفت، صاحب ترجمه در هجدهم رمضان سنهء 1280 ه . ق. در كلاردشت مازندران متولد شده است و در روز جمعهء شانزدهم ذىالقعدهء 1360 ه . ق. / 14 آذر سنهء 1320 ه . ش. در تهران وفات يافت در حدود سن هشتادويكسالگى و برحسب وصيت خود وى در جوار مزار مرحوم ميرزا ابوالحسن جلوه واقع در ابن بابويه شش كيلومترى جنوب تهران مدفون گرديد.
ميرزا طاهر تنكابنى مقيم تهران از اجلهء حكما و عرفا و امروز در حكمت و عرفان و علم طب قديم كمنظير بلكه بىمانند است. از مبرزين شاگردان ميرزاى جلوه و ميرزا محمد رضاى قمشهاى است. چندى در مدرسهء سلطانى به افادت و افاضت مشغول بود اينك بواسطهء كثرت سن و ضعف مزاج انزوا اختيار كرده بمطالعهء كتب حكمت و عرفان اوقات ميگذراند. يكى از كتابخانههاى مهم تهران كتابخانهء اوست.
مؤلف كتاب مازندران مىنويسد: از طايفه فقيه كلارستاق مازندران در محرم سال 1280 ه . ق. در قريهء كردىچال كلاردشت متولد و در سن هشتادسالگى در 14 آذر ماه 1320 ه . ش. پس از يك عمل جراحى در بيمارستان نجميه وفات يافت. ميرزامحمد طاهر تا سن 11 سالگى در موطن خود سپس تا 16 سالگى در بلوك لنگاى تنكابن به تحصيل مقدماتى اشتغال داشت. و بعد براى تكميل تحصيلات به تهران عزيمت نمود و نخست در مدرسهء كاظميه و مدرسهء قنبر عليخان و سپس در مدرسهء سپهسالار مشغول تحصيل گرديد و اساتيد وى در حكمت ميرزا محمدرضا قمشهاى و ميرزا ابوالحسن جلوه و آقاعلى حكيم و در هيئت و نجوم ميرزا عبدالله بودهاند. تنكابنى بواسطهء ذكاوت فطرى و عشق و علاقهء مفرطى كه در تعليم و تربيت داشت سرآمد اقران گرديد و مرحوم جلوه كه استاد تنكابنى بود به فضلش معترف و محصلين را به استفادهء از او توصيه ميفرمود. ميرزامحمد طاهر علاوه بر احاطه به فلسفه و حكمت در فقه و اصول و نجوم و ادبيات و رياضيات نيز تخصص داشت. طب قديم را مطلع و قانون بوعلى سينا را چندين دوره تدريس نمود و حواشى ذىقيمتى بر قانون نوشته است كه در كتابخانهء مجلس شوراى ملى موجود ميباشد آن مرحوم خط خيلى خوب مىنوشت كتب و رسائل زيادى بخط وى در دست است. ساليان دراز در مدرسهء سپهسالار مدرس معقول بوده و در مدرسهء علوم سياسى نيز تدريس مىكرد.
امور سياسى: در دورهء اول مجلس شوراى ملى كه انتخابات طبقاتى بود مرحوم ميرزا از طرف طبقهء طلاب بنمايندگى در مجلس انتخاب گرديد و در دورهء سوم مجلس شوراى ملى نيز از تهران به نمايندگى برگزيده شد در سال 1294 ه . ش. در جنگ بينالمللى اول كه مهاجرت آزادىخواهان پيش آمد وى نيز با آزادىخواهان مهاجرت كرده و مدتى را در اماكن مقدسهء عتبات مشرف بود و چندى را در موصل بسر برده و در محاورات با علماى آنجا كه اهل تسنن بودند خاطرات جالب توجهى از خود گذاشته و فوقالعاده مورد تجليل و احترام واقع گرديد. در دورهء چهارم كه ميرزا در مهاجرت بود از طرف اهالى تهران به نمايندگى انتخاب ولى به مجلس نرفته است. مرحوم تنكابنى در اول كودتا از طرف آقا سيد ضياءالدين دستگير و چندى زندانى بود و يكبار ديگر در اواخر سلطنت رضا شاه نيز زندانى شده سپس به كاشان تبعيد گرديد.
ورود بخدمت ادارى: در تشكيلات جديد دادگسترى از طرف مرحوم داور بخدمت دعوت شده و مدتى رياست محاكم ابتدائى و استيناف را داشته و هم مستشار ديوان عالى كشور و از زمرهء قضات عالىمقام بوده است.
ميرزا كتابخانهاى داشت كه تعداد كتابهاى آن زياد نبود ولى از حيث كيفيت مهم بوده كه آن مرحوم در طول مدت زندگانى توانست بهترين و نفيسترين نسخ را در علوم مختلف كه ناياب بود جمع كند مقدارى از اين كتب را خود در حين مرض و كسالت به مجلس شوراى ملى فروخت و بقيه را بازماندگانش براى اداى قروض وى به كتابخانهء مجلس فروختند. مرحوم ميرزا محمدطاهر تنكابنى از فضلا و دانشمندان بنام و از مشاهير علماى اسلام بشمار ميرود. كسروى دربارهء افتتاح نخستين دورهء مجلس شوراى ملى مىنويسد: روز يكشنبه چهاردهم مهر (18 شعبان) مجلس گشاده خواستى بود، تا آن روز برگزيدن نمايندگان را بپايان رسانيدند كسان پائين برگزيده شدند: از شاهزادگان... از علما و طلبهها: آقاميرزا محسن (برادر صدرالعلما) حاجى شيخ على نورى، ميرزاطاهر تنكابنى. حاجى سيدنصرالله اخوى. (تاريخ مشروطهء ايران ص 168).
بنابرين مرحوم تنكابنى از وكلاى دورهء اول مجلس شورا بشمار ميرفته است.کسروی در مورد «تاجگذارى محمدعلى ميرزا و بىپروائى او با مجلس» مىنويسد همان روز در مجلس گفتگو بميان آمد، و كسانى از نمايندگان گله كردند و برخى جملههاى مغزدارى نيز بميان آمد. ميرزا طاهر گفت: «سلطان سلطان ملت است بايد از طرف ملت تاج گذارند و مجلس نمايندهء ملت است».
نوشته شده توسط صابر مهدیزاده در جمعه 19 خرداد1385 ساعت 11 بعد از ظهر موضوع بزرگان تنکابن | لينک ثابت
آخرين نوشته ها
14 دليل براي استانی شدن غرب مازندران
غرب مازندران روی خط پیشرفت
قابل توجه مسئولین از قابلیت های منطقه
شهید شیرودی؛ شجاع ترین خلبان جهان و ستاره درخشان جنگ کردستان
مرحوم حضرت آیت الله آقای حاج شیخ میرزا علی
یک غرب مازندرانی اولین فازغ التحصیل دکترای ریاضی دانشگاه مازندران
باغ فردوس
سفر رییس جمهوری
همایش تاسیس استان جدید
درباره وبلاگ

وبلاگی تاریخی اجتماعی
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
دوستان
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY